صورت در شعر و صورت شعر نیمایی

 

صورت‌ و شكل‌ آثار ادبی‌ به‌ ويژه‌ شعر همواره‌ از دو جنبه‌ بررسی شده‌ است‌ :

١) شكل‌ يا صورت‌ بيرونی

اين‌ وجه‌ شكل‌ و صورت‌ همان‌ است‌ كه‌ قدما به‌ آن‌ قالب‌ مي‌گفتند. قالبهای‌ شعری‌ مثل‌ غزل‌، مثنويی، قطعه‌، قصيده‌ و...هر صورت‌ و قالبي‌ هم‌ داراي‌ قواعد و قوانين‌ بي‌انعطافي‌ بود كه‌ عنان‌ آن‌ قوانين‌ هم‌ در دست‌ قافيه‌ بود، يعني‌ طرز قرار گرفتن‌ قافيه‌ ها يا عملكرد آنها بود كه‌ به‌ قالبها واقعيت‌ می ‌بخشيد. و قافيه‌ دارای‌ قواعد و قوانين‌ مفصل‌ و دقيقي‌ بود كه‌ مانند انقلابيهاي‌ محافظه‌ كار شده‌ هيچگونه‌ تخطي‌ يا اصلاحي‌ را برنمی ‌تابيد و هر نوع‌ اشتباه‌ يا تخطي‌ از حدود آن‌ سبب‌ استهزا و ريشخند می ‌شد و خطار كار مستوجب‌ مجازات‌ سنگيني‌ بود. ناله ‌هاي‌ مولوي‌ را از قافيه‌ به‌ خاطر مي‌آوريم‌ و اگر مولوي‌ .... ( روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)

ادامه نوشته

معنی خوان هشتم

 

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید و معنی درس خوان هشتم از

زبان دو پیش دانشگاهی را مطالعه کنید.

ادامه نوشته

 شمارش تکواژ و واژه

 

نکته هایی درشمارش تکواژ و واژه :(کاری ازگروه ادبیات مازندران

 

 با اندکی دخل و تصرف)

1- تکواژهای آزاد قاموسی و دستوری هم تکواژ هستند هم واژه.

مثال : جلد اول شاهنامه را به دوست خود دادم:

تکواژ جلد +    +  اول  + -ِ  + شاه  + نامه  +  را  +  به  + دوست  +   + خود  +  داد  +  -َ م

واژه جلد +    +  اول  +   +  شاهنامه  +  را  +  به  +  دوست +   +  خود  +  دادم

2- «برای ِ» یک تکواژ و یک واژه است زیرا کسره ، جزیی از این کلمه است؛ مانند:

برای ِ من: تکواژ برای ِ + من/ واژه برای ِ + من

3- واج های میانجی (ی، ک، گ، ج، همزه، و)، تکواژ به شمار نمی آیند؛ مانند :

گرسنگان: تکواژ گرسنه + ان/ واژه گرسنگان 

4- از میان انواع «ی» (i) فقط «ی» اسنادی مانند ضمایرمتصل(م ت ش مان - تان شان) هم تکواژ و هم واژه به شمار می آید، در حالی که انواع دیگر «ی» فقط تکواژ محسوب می شوند؛ مانند : دانشمندی

تکواژ دان  +   ش  +  مند  +  ی       

واژه دانشمند  +  ی(هستی)                                   

5- تکواژهای ماضی ساز (د ت ید - اد) علاوه بر آن که در شمارش تکواژهای افعال ماضی با قاعده منظور می گردند، در شمارش تکواژهای اسم و صفت هم به حساب می آیند؛مانند :

کشیدم : تکواژ کش + ید + َ م

خورده باشد: تکواژ خور + د + ه + باش + -َ د / واژه خورده باشد

خوردنی: تکواژ خور + د + -َ ن + ی/ واژه خوردنی

خریدار: تکواژ خر + ید + ار/ واژه خریدار

6- در فعل هایـی کـه شناسـه ظاهـر نمی شود و شناسه ی محـذوف با علامت تهی« Ø » نشان داده می شـود،در شمارش تکواژها، علامت تهی نیـز یک تکواژ به شمار می آیـد مانند :

رفته بود: تکواژ رفت + ه + بود + Ø / واژه رفته بود

بترسان: تکواژ ب+ ترس + ان + Ø / واژه بترسان

نکته1: سوم شخص مفرد ماضی مستمر دارای دو تکواژ تهی است:

داشت می رفت: تکواژ داشت + Ø + می + رفت + Ø / واژه داشت می رفت

نکته2: در فعل های آینـده تکواژ تهـی کاربـرد ندارد زیـرا در ایـن فعل ها شناسـه به فعل کمکی (خواه) افزوده می شود:

خواهد رفت: تکواژ خواه + -َ د + رفت/ واژه خواهد رفت

7- افعال ماضی بعید، ماضی نقلی، ماضی التزامی، ماضی مستمر، مضارع مستمر، آینده و مجهول که دارای فعل کمکی هستند، روی هم رفته یک واژه به شمار می آیند:

گفته می شود: تکواژ گفت + ه + می + شو + -َ د/ واژه گفته می شود

دارد می رود: تکواژ دار + -َ د + می + رو + -َ د/ واژه دارد می رود

8- در هنگام شمردن واژه ها توجه به ساده، پیشوندی یا مرکب بودن فعل بسیار مهم است زیرا اگر فعلی مرکب باشد، آن را همراه با جزء اسمی اش کلاً یک واژه به شمار باید آورد.

کتاب را در کتاب خانه قرار می دهد (فعل مرکب):

تکواژ کتاب + را + در + کتاب + خانه + قرار + می + ده + -َ د

واژه کتاب + را + در + کتاب خانه + قرار می دهد

نقاش دیوار اتاق ها را رنگ زد (فعل ساده):

تکواژ نقاش + دیوار + -ِ + اتاق + ها + را + رنگ + زد + Ø

واژه نقاش + دیوار + -ِ + اتاق ها + را + رنگ + زد

بدیهی است که در فعل های پیشوندی نیز فعل را همراه با پیشوند آن، کلاً یک واژه به شمار باید آورد.

قارون با گنج های خود در زمین فرو رفت (فعل پیشوندی):

تکواژ قارون + با + گنج + ها + -ِ + خود + در + زمین + فرو + رفت + Ø

واژه قارون + با + گنج ها + -ِ + خود + در + زمین + فرو رفت 

9- نشانه‌هاي اختصاري تك‌واژ و واژه به حساب نمي‌آيند زیرا باوجود آن که معنی دارند،این معنی ناشی از مقوله ی اعتبار زبانی نیست بلکه از یک قرارداد اجتماعی حاصل می شود،یعنی هریک نشانه ی ای است که ذهن را به سوی یک مفهوم قراردادی رهنمون می سازد. پس اگر چيزي مي‌بايست داراي واج و تك‌واژ و ... به شمار آيد، مدلول اين دال است نه خود آن.  مانند : (ص) ، (ع) ، (ره)

10-  اجزای محذوف در کلام(نهاد،متمم اجباری،فعل،مفعول ،حرف اضافه و نقش نمای اضافه) که گاهی حذف می شوند ، در شمارش واحدهای زبان(واج،تکواژ ، واژه و...) محسوب می شوند زیرا این اجزا در کلام وحجود دارند فقط حضور ندارند.

به همین دلیل معمولا به‌ ازاي هر جزء محذوف در جمله،از نشانه‌ي ø يا در رسم نمودار استفاده می شود.

حذف، نظام جمله را تغيير نمي‌دهد؛ بلكه تنها، جزیي يا بخشي از سخن را كه - گوينده فكر مي‌كند- شنونده مي‌داند، از روساخت حذف مي‌كند اما در ژرف‌ساخت هم‌چنان موجود است و بايد ø يا را هم كه به جاي جزء محذوف مي‌گذاريم، در شمارش گروه ، واژه و تکواژ به حساب بياوريم.مثال : علی کتاب خرید.

جمله ی مستقل : علی کتاب خرید.

جمله : علی کتاب خرید.

گروه : علی + بازار + کتاب + خرید ø

واژه : علی + از + بازار + کتاب + خرید ø

تکواژ : علی + از + بازار + کتاب + خر + ید +  ø

واج : /ع/،/ َ /،/ل/،/ی/،/ء/، / َ /ز / ...

 

 

بررسي جامعه شناختي سهراب سپهري

 

بررسي جامعه شناختي سهراب سپهري مطلبی ازگروه ادبیات فارسی اصفهان را

در ادامه ی مطلب بخوانید.

خلاصه :

كلام وسيله ي انتقال مفاهيم است و بهترين راه كار در دست نويسنده تا در كمترين زمان و كوتاه ترين بيان بتواند داشته هاي ذهني خود را به خواننده انتقال دهد تا آن جايي كه يك نويسنده ي فصيح زبان رسا قلم , نه تنها چند نفر بلكه مي تواند يك جامعه را به تحرك و واكنش وادار سازد؛ در واقع نويسنده ي متعهد مفسر جامعه ي خويش است...

 

ادامه نوشته

کزازی و مولانا

 

کزازی و مولانا

دکتر میر جلال‌الدين كزازي معتقد است: انديشه‌هاي مولانا چونان بزرگ‌ مردي كه در دل تاريخ و فرهنگ ايران پرورده شده است، آن‌چنان آزادمنشانه و از هر بند رها هستند، كه در هيچ مرز و كراني نمي‌گنجند.

اين استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه در ادامه‌ي سخنانش در  روز بزرگداشت مولوي، تصريح كرد: اگر بخواهيم در پهنه‌ي ادب پارسي چند سخنور را برگزينيم كه بر ستيغ مي‌روند و سالاران سترگ سخن هستند، بي‌هيچ گمان يكي از آنان مولاناست. از نگاهي بسيار فراخ، گونه‌هاي سخن پارسي را در سه دسته بخش مي‌كنم؛ يك رزم‌نامه‌سرايي كه برترين چهره‌ي آن، «فردوسي» است. دو ديگر بزم‌نامه‌سرايي است كه چهره‌ي برجسته و نامدار آن، «نظامي» است. سه ديگر رازنامه‌سرايي يا ادب‌ نهان‌گرايانه كه برترين و نامدارترين سراينده در اين گونه‌ي ادب پارسي، «مولانا» است.

   اين پژوهشگر افزود: مولانا راهي را به فرجام برده است كه سنايي آن‌را گشوده، و عطار آن‌را فراخي و همواري بخشيده است. او با سرودن رازنامه‌ي بزرگ خويش - «مثنوي» - ادب نهاني‌گرايي ايران را به فرجام و فرازنايي آن رسانده است. هيچ سخنوري در ايران بعد از مولانا نتوانسته در اين زمينه بالابرافرازد و اثر همسنگ و همتراز «مثنوي» بيافريند. اما شاهكار ديگر مولانا «ديوان شمس» هم آفريده‌اي است در گونه‌ي خويش بي‌همتا؛ برترين نمونه‌اي در آن گونه از شعر كه من آن‌را شعر ناخودآگاهانه مي‌نامم. بيش‌تر بيت‌هايي كه مولانا در غزل‌هاي «ديوان شمس» سروده، دستاورد دم‌هاي سرمستي و بي‌خويشتني اوست. اين غزل‌ها از ژرفاهاي رازآلود و ناشناخته‌ي نهاد مولانا برجوشيده و بر زبان او روان شده است و از اين رو آكنده از شور و شرار، انگيختگي و افروختگي است.

كزازي همچنين يادآور شد: از آن‌جايي كه بيش‌تر اين غزل‌ها طرب‌انگيزند، نشان از آن شادماني شگفت دارند كه مولانا چونان مرد خدا و دوستدار هستي، همواره آن را در نهاد و ناخودآگاه خويش مي‌داشته و مي‌آزموده است. مي‌توان گفت، مولانا كسي است كه توانسته خود را با آهنگ هستي دمساز كند. اين آهنگ آن‌چنان شادي و شور در او بر مي‌انگيخته كه خواب آرام را از او مي‌ربوده است.

اين نويسنده معتقد است: مولانا سازي است آن‌چنان به سامان‌شده كه با ضرب‌آهنگ جهان همراه و هماهنگ شده است؛ سازي كه به كم‌ترين انگيزش به نوا درمي‌آيد و نواي اين ساز غزل‌هاي شورانگيز «ديوان شمس» است.

كزازي با اشاره به انديشه‌هاي مولانا، ادامه داد: انديشه‌هاي مولانا هم‌ مرز زمان را در هم مي‌شكند و هم مرز مكان را؛ از آن‌جاست كه اين انديشه‌ها بازتابي جهاني يافته است. حتی كساني كه زبان پارسي نمي‌دانند و بخت آن را ندارند كه سروده‌هاي مولانا را در اين زبان شكرين و زيبا بخوانند، هنگامي كه به ياري ترجمه با انديشه‌هاي او آشنا مي‌شوند، اين انديشه‌ها در دل‌شان مي‌نشيند و آن‌ها را به شگفت مي‌آورد؛ زيرا انديشه‌هاي او به گستردگي انساني است.

كزازي با بيان اين مطلب كه مولانا به پرسش‌هايي پاسخ مي‌دهد كه پرسش‌هايي فراگيرند، گفت: هر انساني در درازناي زندگي خود به پاره‌اي از اين پرسش‌ها مي‌رسد و پاسخ آن را مي‌جويد و هنگامي كه اين پاسخ را در سروده‌هاي مولانا مي‌يابد، به آرامش مي‌رسد. مولانا را سخنوري دمساز با خويش مي‌يابد و از اين رو دل به او مي‌سپارد. از آن‌جاست كه مولانا امروز به سخنوري جهاني دگرگون شده است و نامي است كه براي جهانيان آشناست و ترجمه‌ي سروده‌هاي او كتاب باليني دوستداران انديشه و ادب شده است.

 

پاسخنامه ی خودآزمایی های زبان فارسی پیش دانشگاهی

 

در  این قسمت می توانید با کلیک روی ادامه ی مطلب به متن

کامل پاسخنامه ی خـــــــودآزمایی های زبان فارسی۱و۲ پیش

دانشگاهی دست پیداکنید.

ادامه نوشته

آرش

 

برف مي بارد ‎‎؛

برف مي بارد به روي خار و خارا سنگ ؛

آنك ، آنك ، كلبه اي روشن ؛

در كنار شعله ي آتش ؛

قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز ؛

‹‹گفته بودم زندگي زيباست ؛

 

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید و شعر زیبای (آرش) را بخوانید

 

ادامه نوشته

پرسش و پاسخ با غلامرضا عمرانی - بخش سوم

 

در این قسمت می توانید بخش سوم پرسش و پاسخ غلامرضا عمرانی را

مطالعه کنید

ادامه نوشته

شعر

 

عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد!

این شعر را حتما بخوانید

ادامه نوشته

نکته ها و تست های تکواژ و واژه

 

در این  بخش قسمت دوم نکته هایی از مبحث تکواژ و واژه را همراه با تعدادی سوال به صورت

چهارگزینه ای مشاهده خواهید کرد. روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

 

ادامه نوشته

خلاصه ی ایلیاد و ادیسه

 

خلاصه ايلياد و اديسه

 

ادبيات يونان باستان را تنهابا آثارحماسي هومر، شاعرنابينايي كه در قرن هفتم و هشتم پيش ازميلاد مي زيسته بررسي مي كنند؛ هر چند كه يونان آن روز داراي ادبيات منظوم، سروده هاي مذهبي توأم با موسيقي،بديهه سرايي،شعر غنايي و مراثي نيز بوده است.

هومر درعين اينكه نابينا بود توانست سپيده دم تاريخ حيات يونان را در دو اثر ماندگار خود به نامهاي «ايلياد» و «اديسه» چنان ترسيم كند كه تا به امروز تازه و شاداب بماند.

داستان ايلياد به دوران شگفتي «مي سن» و برتري آن دوران مربوط ميشود و موضوع آن لشكر كشي «آگاممنون»پادشاه مقتدر«مي سن» به «تروا» است. اوديسه نيز رمان صلح و بازگشت قهرمانان را از جنگ تروا نشان مي دهد.(ادامه ی مطلب راکلیک کنید)

ادامه نوشته

نکته ها و تست های تکواژ و واژه

 بخش اول

در این  بخش نکته هایی از مبحث تکواژ و واژه را همراه با تعدادی سوال به صورت

چهارگزینه ای مشاهده خواهید کرد. روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

 

ادامه نوشته

تحلیل عرفانی رستم و سهراب

 

 شايد در ميان ايرانياني كه سر و سوداي مطالعه دارند و

علي‌الخصوص در وادي ادبيات فارسي قدم‌زنان تفرجي كرده و

مي‌كنند كمتر كسي را بتوان يافت كه بي‌خبر باشد از اظهارنظر

حكيم طوس، فردوسي نسبت به سرودة ارزشمند خويش (شاهنامه)

كه فرمود:

پي افكندم از نظم كاخي بلند
            

                    كه از باد و باران نيابد گزند

         

              ادامه ی مطلب راکلیک کنید

ادامه نوشته