تبليغاتX
? نوشته هاي عاشقانه،عاشقانه ها ،عکس عشقي،عکسهاي عشقي،عکس عاشقانه،عکسهاي عاشقانه،شعر عشقي،شعر عاشقانه،متن عاشقانه،متنهاي عاشقانه،دست نوشته هاي يک عاشق،عاشق تنها، ادیبانه
ادیبانه
مقالات و دیدگاه های ادبی- نمونه سوال و نکات مهم کتاب های زبان و ادبیات فارسی
ادیبانه

به نام خداوند لوح و قلم
این رسانه ی الکترونیکی، بر اساس حسّ مسئولیِّت نسبت به فرهنگ و تمدن ایران و ایرانی و در راستای بالندگی زبان فارسی که بارزترین نمادهویّت ملّی ماست، ایجادشده است. امیـــد است که دبیران،دانش آموزان و سایر علاقمندان در پویایی این رسانه ما را یاری نمایند.
مدیر وبلاگ : اســداله حـیــرانـی

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

آرشيو نوشته ها
لينک دوستان
نوشته هاي پيشين
طبقه بندي موضوعي
امکانات ويژه
کد آمار را اينجا بگذاريد
پشتيباني

قالب اين وبلاگ توسط آرش ايزدمهر با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
آرش ايزدمهر
Online Template Builder
تأثیرانگیزی آهنگ حماسی شاهنامه فردوسی

تأثیرانگیزی آهنگ حماسی شاهنامه فردوسی

 

ساسان سپنتا

گروه ادبیات و زبان‌شناسی دانشگاه اصفهان  

 

 

چكیده

یكی از نكات دقیقی كه در انگیزندگی شعر نقش اساسی دارد، نوع وزن و حسن تركیب كلمات و استفاده از تمهیدات آوائی است. بدیهی است بجز آنچه شاعر می‌آفریند شیوه بیان و عرضه شعر و یا داستان خود به همان اندازه در تأثیرپذیری شنونده مؤثر است. اگر بخواهم در این مورد قیاسی انجام دهم می‌توان تصنیف شعر را به ساختن آهنگ تشبیه كرد و شیوه تحویل شعر را به اجرای آهنگ قابل قیاس دانست. اگر قطعه‌ای بطور مثال یك سونات از بتهون با آن عظمت كه در ملودی و آفرینش بتهون موجود است توسط نوازنده ضعیفی عرضه شود ارتباط هنری اثر با شنونده دچار خدشه می‌گردد. بنابراین آفرینش شاهكاری هنری و عرضه مناسب آن لازم و ملزوم یكدیگرند. در این مقاله كوشش شده است یكی از جنبه‌های مهم عرضه شاهنامه كه در طول سالهای زیادی باعث زنده‌بودن آن در بین مردم عادی و تأثیرپذیری آنان بوده است در حد حجم مطلب مورد بحث قرار گیرد.

 

مقدمه

در طول مدت درازی كه از سروده‌شدن شاهنامه فردوسی می‌گذرد بجز جنبه‌های قرائت اشعار پندآمیز یا تاریخی یا داستانی كه در شاهنامه هست و بطریق معمول یا شیوه درسی توسط افراد با‌سواد انجام می‌گرفت آنچه بیشتر شاهنامه فردوسی و داستانهای حماسی و اساطیری آن را بین مردم مطرح می‌ساخت و آنها را تحت تأثیر صحنه‌آفرینی فردوسی قرار می‌داد، خواندن آن اشعار با حالت مخصوص و شیوه‌هائی بوده است كه بنام "نقالی" مشهور گشته است. این افراد كه دارای ویژگیهای خاصی بوده‌اند، با فصاحت و زبان‌آوری بر طبق سنتهای خاص با صدائی خوش‌طنین و نافذ و حركاتی چابك و ماهرانه در محلهای تجمع مردم (كه ذكر خواهد شد) از هنر خود استفاده می‌كردند. افرادی كه به شیوه فوق به قصه‌گوئی و تجسم بصری و تداعی‌های سمعی داستانهای شاهنامه می‌پرداختند، اكثر نزد استادی معمر از نقالان مشهور تعلیم می‌گرفتند و از رموز كار با خبر می‌شدند. خود آنها ذكر می‌كنند كه: نقال باید پاك مغز و چابك اندیشه باشد. شمشیربازی و كشتی و چرخ و میل‌بازی و شنا و سواركاری بداند. كلام نقال، چون كلام حكیم، باید مثل آهن محكم باشد و مانند آب‌ روان و بی‌پیرایه. نقالی بر مبنای استدلال نیست، تكیه آن بیشتر بر احساسات شنونده است. (مرشد ولی‌الله ترابی، دنیای سخن 1369).

 

اصل مطلب

سنت قدیمی تحویل شعر، بویژه اشعار داستانی با شیوه‌های خاص آهنگین از قدیم در ایران مرسوم بوده است و در این مورد روایاتی در دست می‌باشد. در عهد شاه‌عباس اول در اطراف میدان بزرگ نقش‌جهان در اصفهان و چند نقطه دیگر شهر، قهوه‌خانه‌هائی دایره بوده است كه طبقات مردم و سران قزلباش و شاعران و نویسندگان و هنرمندان و سوداگران برای دیدار دوستان و سرگرمی با بازیهای مختلف یا مناظرات شاعرانه به آنجا رفت‌و‌آمد می‌كردند. در قهوه‌خانه‌ها شاعران تازه‌كار از حاشیه‌نشینی فرصتی بدست می‌آوردند كه بتدریج خود را به حلقه موزونان كه شعرشان بدرجه قبول می‌رسید برسانند. (فلسفی، 1342 ص 275) شاه‌عباس اول نیز خود به شاهنامه فردوسی علاقمند بود و در قهوه‌خانه‌ها نیز به شاهنامه‌ خوانی می‌پرداختند كه دنباله سنت آن تا حدود دو دهه قبل رایج بود. در دوره قاجار در مدرسه چهارباغ اصفهان قهوه‌خانه‌ای دایر بود كه شعرا نیز به آن مراجعه و با هم به گفتگو می‌پرداختند. اینگونه نقالان با لباسهای مناسب با هر قسمت داستان و حركات مخصوص بخواندن طومارهای مخصوص هر داستان و اشعاری از شاهنامه فردوسی می‌پرداختند. دنباله این رسم تا حدود بیست‌و‌پنج سال پیش در یكی از قهوه‌خانه‌های اصفهان بنام قهوه‌خانه گلستان معمول بود و یكی از مرشدان معروف اصفهان بنام مرشد عباس زریری به شاهنامه‌خوانی می‌پرداخت. مرشد عباس در ابتدا یك غزل از سعدی با صدای خوش می‌خواند و گاه خود لباس مناسب با داستان می‌پوشید و با خواندن اشعار شاهنامه و طومار حضار را تحت تأثیر قرار می‌داد. او از نظر رفتار و كردار متین بود و در ساعات سر شب كه تجمع افراد در قهوه‌خانه زیاد بود به هنرنمائی می‌پرداخت. همانگونه كه ذكر شد این روش دنباله سنتی است كه از قدیم بویژه عهد صفویه در اصفهان باقی بوده است. در آن دوران جهانگردانی مانند شاردن از وجود نقالان در شهرهای دیگر مانند تبریز یاد می‌كنند (شاردن ص 277).

در برخی از كتابهای بازمانده از دوره صفویه مانند تذكره نصرآبادی نام برخی از نقالان و شاهنامه‌خوانان آن زمان ذكر شده است كه از آن جمله می‌توان اینها را ذكر كرد: ملامؤمن یكه‌سوار كاشانی، ملابیخودی ‌گنابادی، حسینا‌صبوحی خوانساری كه در موسیقی هم دستی داشت و قصه حمزه و شاهنامه را هم خوب می‌خواند (تذكره نصرآبادی صفحات 401- 145- 357) در مآخذ دیگر مانند عالم‌آرای عباسی از: مولانا حیدر قصه‌خوان، مولانا محمد خورشیدی اصفهانی و مولانا فتحی و برادرش كه شاهنامه‌خوان مشهوری بوده و دارای صدائی بلند و رسا بوده است یاد شده است (عالم‌آرای عباسی، ج1 ص 191) برخی از نویسندگان مانند سرجان ملكم سفیر انگلستان در ایران از شاهنامه‌خوانان و نقالان دوران قاجار یاد كرده است كه از آن جمله می‌توان اینها را ذكر كرد: درویش صفر‌شیرازی كه می‌توانسته است با آواز و حركات خود حالات مختلف مانند: غضب، حلم، عشق و سرور، فرمانبرداری و فرمانروائی را بخوبی برای حضار مجسم كند. (ملكم. ج2. ص 439)

با توجه به تاریخچه نقالی كه اجمالی از آن گذشت نقالی یكی از مهمترین وسائل اشاعه اشعار شاهنامه فردوسی و باعث شهرت‌یافتن داستانهای آن در بین مردم بشمار می‌آمده است. فنون لازم برای هنر نقالی بطور كلی عبارت است از: حسن تركیب كلمات و استفاده از واژگان مأنوس، شیوائی در بیان و صدای رسا و دلنشین و حركات چابك و مناسب كه جزو امتیازات نقالی بوده است. برعكس موارد فوق، كاربرد كلمات ثقیل و نامأنوس، اطناب و تتابع اضافات در برقراری ارتباط و انگیزندگی خدشه وارد می‌ساخته است. بجز جنبه‌های داستانی و تصاویر ذهنی كه شرح آن خواهد آمد، نقل داستان از نظر توزیع مكث‌ها و تكیه‌ها و نواخت و آهنگ كلام[i][1] دارای ویژگیهای خاصی بوده است كه باعث تأثیر شگرف بر شنونده می‌شده است. اینگونه عوامل را غالبا ً از نظر زبانشناسی جزو زنجیره كلام محسوب نمی‌دارند، بلكه آنها را عوامل زبر زنجیری می‌نامند و خود می‌تواند بجز سیاق عبارت و زنجیره كلام نظام دیگری را مطرح سازد. البته لازم بذكر است كه جداسازی عوامل زبر زنجیری از محتوای كلام بیشتر از نظر مطالعه و بررسی است و در عمل هر دو محور همزمان توسط شنونده درك می‌شود و برای وی واجد واحدهای اطلاع می‌باشد.

مدارج افتان و خیزانی كلمات و جمله و منحنی و تغییرات فركانس آن و توزیع و امتداد گروههای نفسی، چگونگی امتداد مصوتها، نحوه تكیه‌ها و سیاق گفتار همه بیانگر القاء حالتهای معنائی و عاطفی است و از آنها حالاتی مانند: آرامش، شادی، هیجان، آرزومندی، تعجب، ترس، شكایت، تمسخر، خشم، تأكید، محبت و غیره به شنونده القاء می‌شود. مهارت و فریحه در كاربرد تمهیدات سابق‌الذكر، نقل نقال را واجد بلاغت و رسائی لازم خواهد كرد. نسبتهای بین سرعت گفتار و مهیج‌بودن و ارتفاع صوت بنیادی در بخشهای رزمی و حماسی بیشتر مطرح است. بعكس سرعت كه ذكر شد، كندی سرعت گفتار با حالات احتیاط و رنجیدگی و حزن خاطر بیشتر مربوط می‌شود.   

نقال بر اثر ایجاد ارتباط بی‌واسطه و مستقیم با شنوندگان خود بر اثر مشاهده باز‌تاب خواندن خود و حركات در چهره آنها هر لحظه می‌تواند تأثیر اجرای خود را ارزش‌یابی كند و بنابراین می‌تواند به اصلاح كار خود بپردازد تا متناسب با قسمتهای مختلف داستان، بتواند در شنونده تأثیر بیشتر بجای بگذارد. توزیع مكث‌ها و درنگها بین كلام و شیوه افزایش و كاهش فركانس صوت بنیادی و شدت صوت توأم با حركات سر و دست و كوبیدن دستها به هم یا زدن پا بر زمین و حركات حساب شده چوب‌دستی در تأثیر بخشیدن نقال بر شنوندگان بسیار مؤثر بوده است. بهرام بیضائی می‌نویسد: نقالان به درستی می‌دانند كه كجای صحبتشان برای مردم هیجان‌انگیز است و چه بگویند تا هیجان‌انگیزتر شود ... بهرحال معلق نگهداشتن مطلب در جائی حساس سبب می‌شود كه تماشاگر را در یك انتظار و هیجان مطبوع نگهدارند. (بیضائی، 1341) نقالهای ماهر ضمن بیان داستان خود نقش قهرمانان آن را نیز ایفا می‌كرده‌اند و از نظر حركات بدنی و لحن صدا، آنچه قهرمان داستان تجربه كرده است مجسم می‌كنند. با استفاده از همین شیوه‌ها بوده است كه حضار از هر سن و طبقه‌ای كه بوده است با مرگ سهراب گریه می‌كرده و با شجاعت رستم حس دلاوری داشته‌اند. برخی از نقالان بسته به صحنه داستان لباس مناسب با آن صحنه را می‌پوشیده‌اند و حتی در مجلسهای سهراب‌كشی از زره یا كلاه‌خود استفاده می‌كردند. شیوه مرتب‌كردن و انتخاب نمادها بقصد برانگیختن احساس مهیج در خواننده از تمهیدات هنرمند و شاعر است. در اشعار فردوسی نمونه‌های جالبی از مهارت و ممارست شاعر در پیوند و بازگو‌كردن نماها و تصاویر بچشم می‌خورد كه می‌تواند هم مورد استفاده فیلم نامه‌نویس واقع شود و هم تصاویر ذهنی زنده و مؤثری در خاطره خواننده حاصل می‌كند و مورد استفاده نقال هم واقع می‌شود. نماهای انتخاب شده توسط فردوسی در برخی اشعار او بنحوی است كه فقط كافیست شماره‌هائی جلوی نماها قرار دهیم تا بصورت یك فیلم‌نامه (سناریو) آماده بكار كه دارای امتیاز هنر "پیوند" است حاصل آید. بطور مثال در اشعار زیر كه از رستم و سهراب فردوسی انتخاب كرده‌ام، ملاحظه می‌شود كه شاعر با چه مهارتی نماهای صحنه‌ها را بترتیب و نظام خاصی پی‌درپی آورده است. با شماره‌گذاری نماهای موجود در این شعر می‌توانم صحنه‌ها را با پیوند مؤثر مجسم كنیم:

 

1- بزد دست سهراب چون پیل مست                         

چو شیر رمنــــده زجا در بجـــست

 

2- كــــمربند رســتم بگـــرفت و كشید                

زبس زور گفـــتی زمـــین بر دریـــد

 

3- به رستم در آویخت چوپیل مســت            

برآوردش از جــای و بنهـــاد دسـت

 

4- یكی نعره‌ای زد پر از خشم و كین                         

بـــزد رستـــــم شـــیر را بــر زمــین

 

5- نشســـت از بـــر سینـــه پیلـــتن            

پــــر از خاك، چنــگال و روی و دهن

 

6- بكــــردار شیــــری كــــه بر گور بر              

زنــــد دســت و گور اندر آید به سر

 

7- یكـــی خنـــجر آبگــــون بركـــشید                       

همی خواست از تن سرش را برید

 

8- نگـــــه كـــرد رستم به آواز و گفت                           

كــــه این راز بــــاید گشاد از نهفت

 

9- به سهـــراب گفــت ای یل شیرگیر                    

كـــمند افــكن و گرز و شمشیر گیر

 

10- دگـــرگــــونه زیـــن باشد آئین ما                         

جــــز ایـــــن بـاشد آوایــش دین ما

 

11- كســــی كه به كشتی نبرد آورد                       

ســـر مهــتری زیــر گـــرد آورد

 

12- نخستین كه پشتش نهد برزمین                   

نبــرد سـرش گرچه باشد بكین

 

*   *   *

13- چو رستم ز چنگ وی آزاد گشت             

بســـان یكـــی كــوه فــولاد گشت

 

14- خـــــرامان بشـــد سوی آب‌روان                            

چــو جـــان رفتـــه‌ای كـو بیا‌بد روان

                  

15- بخورد آب و روی ‌و ‌تن ‌و ‌سر بشــست                       

به پیش جهــان آفـــرین شد سخت

 

*   *   *

16- دگر باره اسبان ببستند سـخت                            

بســر برهمی گشــت بدخواه بخت

 

17- به كشتـــی گرفتن نهــادند سر                

گـــرفــــتنــد هــــر دو دوال كــــــمر

 

8- سپهدار سهراب و آن روز دســت                         

تــو گفتـــی كــه چرخ بلندش بست

 

19- غمین گشت رستم بیازید چنگ                           

گــرفت آن ســروبــال جنـــگی پلنگ

 

20- خــــم آورد پشـــت دلیــــر جوان              

زمــــانـــه ســـرآمد نبـــودش تـــوان

 

21- زدش بر زمـــین بر بكـــردار شیر    

بدانســـت كـــو هـــم نمـــاند به زیر

 

22- سبـــك تیغ تیز از میان بركشـید             

بــرپـــور بیـــــــدار دل بـــــــر دریـــــد

23- بپیچیــــد ســهراب و پس آه كرد                   

زنیـــك و بــــد اندیشــــه كــوتاه كـرد

 

تا بیست شماره 4 را می‌توان نماهائی از نوع نمای متوسط (در فیلمبرداری) دانست. بیت 4 دارای عامل صوت هم هست. نعره پرخشم و كین سهراب با تصویر بصری تلفیق می‌شود. در مصراع دوم شماره 5، شاعر یك نمای نزدیك از سیمای سهراب بدست می‌دهد كه عبارتست از، "پر از خاك، چنگال و روی و دهن" باز از بیت 8 مكالمه و عامل صوت با تصویر تلفیق گشته است و تا بیت 12 ادامه دارد. باز در ابیات 16 تا 23 نماهائی بصری از مبارزه دو پهلوان در نمای دور و نمای متوسط منقسم شده است در بیت شماره 23 عامل سمعی "بپیچید سهراب و پس آه كرد" را فردوسی همراه با تصویر بصری با نهایت مهارت و استادی به میان می‌كشد. بیت 19: "غمین گشت ..." در اوصاف چهره رستم یك نمای نزدیك از چهره رستم است كه باز در بیت 20: "خم آورد پشت دلیر جوان" عدسی دوربین فیلمبرداری تبدیل به عدسی "نمای متوسط" می‌گردد.

آفرینش فردوسی از نظر تداعیهای سمعی و بصری بنحوی است كه مانند دوربین فیلمبرداری هر نمائی را به صورت تصویر ذهنی بصری یا تداعی صوتی با استفاده از نماهای نزدیك متوسط و دور، در ضمیر شنونده و بیننده القاء می‌كند و نقال با قریحه و ماهر با استفاده از این اشعار و توأم‌ساختن هر نما با حركات و اصوات خود، انگیزندگی لازم را در حضار ایجاد می‌كند.

نقال ضمن استفاده از آفرینندگی فردوسی از اشعاری كه در حكم فیلم‌نامه (سناریو) است با تمهیدات حركات نمایشی از موسیقی آوازی نیز استفاده شایان می‌برد. هنگام شروع نقل، یك نفر بنام "پیش‌خوان" كه ممكن است فرزند نقال باشد غزل یا قصیده‌ای را به آواز می‌خواند. برخی از نقالان قدیم مانند مرشد عباس در اصفهان خود اجرا‌كننده بخش پیش‌خوان بودند و با غزلی نقل را شروع می‌كردند. سپس نقال بالای تختی (صفه مانند) می‌رود و دعائی می‌خواند و صلواتی ادا می‌كند و با خواندن اشعاری مناسب ضمن داستان كه برای حفظ روند آن از طومارهای مخصوص استفاده می‌كند با حركات چوبدستی خود نقالی كرده ضمن آن ‌گاه آواز هم می‌خواند. او غالباً با لحن مخصوص اشعار را به صورت متوالی قرائت می‌كند و در بین آن داستان را با جملات كوتاه مسجع بیان می‌كند كه از نظر آهنگ كلام Intonation دارای وزن خاصی است و سرعت ادای واژگان (tempo) در ضمن اجرا یكنواخت نیست بلكه بسته به صحنه داستان عوض می‌شود بطور مثال در صحنه‌های آرام سرعت كندتر و در صحنه‌های رجز با جنگ سرعت بیشتر است. پس از توصیف صحنه با شعر و جملات معمولی كه گاه مسجع است ناگهان بیتی مانند بیت زیر را با آواز می‌خواند:

          كه خواهد هم از تو پدر كین من                               چو بیند كه خشت است بالین من

این ابیات غالباً در دستگاه همایون یا چهارگاه خوانده می‌شود و دارای وزن موسیقائی و حوزه تنال ملودی است كه در یكی از این دو دستگاه مطرح است. استاد علینقی وزیری ذكر می‌كرد كه گام دستگاه چهارگاه از گامهای ماندگار موسیقی ایرانی است و آن را آوازی می‌دانست با شكوه كه بیشتر اشعار رزمی و رجز و غیره در این آواز خوانده می‌شود، اتفاقاً گوشه رجز كه از گوشه‌های قدیم است در همین دستگاه می‌باشد برخی از نقالان كه این اشعار را در چهارگاه می‌خوانند بر حسب وزن شعر و نحوه اجرا آن را "ساقی‌نامه" هم می‌نامند. گاهی برای تنوع ابیات مذكور را در دستگاه همایون یا سه‌گاه به اجرا می‌نهند، البته لازم به ذكر است كه سه‌گاه از نظر گام در واقع مصغر شده چهارگاه است و حالت حزن و اندوه آن بیشتر است و دارای شكوه و حالت حماسی چهارگاه نیست و بهرحال اشعار رزمی كه جنبه حماسی دارد بیشتر در چهارگاه مقبول است و این به مناسبت "حوزه تنال" آن دستگاه و فواصل مخصوص بین درجات گام آن است. 

در "زورخانه"ها نیز مرشدان اشعار فردوسی را به شیوه سنتی بیشتر در همین مقام می‌خوانند. چون زمینه تحركات ورزشی بیشتر بر امید و شادی درونی تأكید دارد تا حزن و اندوه، از این نظر اجراكننده برحسب قریحه، بسوی گام چهارگاه متمایل است. در نقالی "طومار" نقش مهمی ایفا می‌كند، آنچه نقال بعنوان شاخ و برگ به داستان می‌افزاید در طومار منظور می‌شود كه غالباً از نسلی به نسل یا از استادی به شاگرد منتقل می‌گردد. در بین اشعار نقال پس از فكر جملاتی آهنگین از طومار باز در جای مناسب از اشعار فردوسی استفاده می‌كند:

چو بشنید رستم سرش خیره گشت        

جهان پیش چشم اندرش تیره گشت

این بخشها كه بیشتر مربوط به قسمت غم‌انگیز داستان است بیشتر در مقام موسیقائی مناسب با حال و فضای صحنه مربوطه خوانده می‌شود كه گرایش به دستگاه همایون دارد. لازم بذكر است كه همایون دستگاهی است با طمانینه و وقار و حالت نصیحت‌آمیز و عبرت‌انگیز دارد. این بخشها در نقالی مشهور به صحنه "سهراب كشی" است كه اوج داستان محسوب می‌شود و در حضار بسیار مؤثر است. در خواندن اشعار بخشهای حماسی تا حدی غلو در بیان و حركات توأم با طمطراق و تحرك معمول است. این حالات تقریباً مشابهتی دارد با بیان گروه "اشقیا" در تعزیه. در حال حاضر برخی از گوشه‌های بازمانده در ردیف موسیقی ایرانی مانند گوشه "رجز" با این بخشها از خواندن نقالان مناسبت دارد.

نقال بهنگام شعر خواندن از زبان دو قهرمان داستان كه با یكدیگر مخالف هستند از این قبیل آهنگها استفاده می‌كند. در این مناظره دو قهرمان داستان اصل و نسب و افتخارات خود را در برابر هم برای یكدیگر بیان می‌دارند و اصطلاح "رجزخوانی" كه امروز بكار می‌رود یادگار همان صحنه‌پردازیها می‌باشد. با توجه به آنچه رفت، وجود نقالان یكی از مؤثرترین وسائل اشاعه شاهنامه و داستانهای آن بین مردم بوده است. از جمله نقالان مشهور می‌توان اینها را برشمرد: جاج‌حسین بابای مشگین، میرزارحیم، غلامحسین غول‌بچه، حاج مرشدعباس، میرزا‌حسین باروت‌كوب، سیدجلال نقال، مرشد رجبعلی، مرشدبرزو، مرشدكریم گلشنیان و مرشد اكبر قشقائی. نگارنده در كنگره جهانی بزرگداشت فردوسی در تهران (دیماه 1369) شاهد چند برنامه نقالی از مرشد ولی‌الله ترابی و سید داود جعفرپورتفرشی بودم. لازم بذكر است كه در سه دهه اخیر تنوع دستگاههای ارتباط جمعی بویژه تلویزیون تا حدی از استقبال مردم نسبت به این هنر كاسته است ولی با ممارست در شیوه كار معدودی بازماندگان آنان و نحوه ادای شعر و ثبت‌الحان و گوشه‌هائی كه برخی اشعار را با آن می‌خوانند با خط نوت و تحلیل دست‌آوردهای تأثیرانگیز آنان به برخی تمهیدات سنتی تأثیرانگیزی كلام و گفتار آهنگین پی‌برد.

 

اصطلاحات تخصصی مقاله

آهنگ كلام Intonation

تغییرات زیر‌ و‌ بمی صدا در امتداد گفتار است. این عمل توسط تارهای صوتی انجام می‌شود. هر زبانی دارای آهنگ كلام ویژه خود می‌باشد.

 

افتادن و خیزانی كلمات (نواخت)

نواخت Tone تغییرات آهنگ كلمه است. هرگاه در امتداد كلام دامنه‌ گستردگی انواع زیر و بمی محدود به واژه باشد، آن زیروبمی را نواخت گویند.

 

تكیه Accent

تكیه برجستگی یك هجای گفتار است نسبت به هجای دیگر، ماهیت فیزیكی تكیه در زبانها متفاوت است.

 

تمپو Tempo

میزان تند و كند بودن سرعت اجرای گفتار، آواز یا موسیقی است. در موسیقی آن میزان توسط اعداد مترونم كه تعیین تعداد نوت سیاه در دقیقه است معین می‌شود.

 

چهارگاه

از دستگاههای موسیقی سنتی ایران است كه گوشه رجز كه اشعار شاهنامه فردوسی نیز با آن خوانده می‌شود جزو آن دستگاه محسوب می‌شود.

 

زبرزنجیری

پس از تجزیه زنجیر كلام، آن دسته از مختصات آوائی كه در چهارچوب واحدهای زنجیره كلام نمی‌گنجند عوامل زبر‌زنجیر می‌نامند.

 

زنجیره كلام

واحدهائی هستند كه از تجزیه گفتار حاصل می‌شود و شامل واج‌ها و واژك‌ها می‌باشد.

سونات

قطعه ساخته شده توسط آهنگساز است كه توسط یك یا دو ساز اجرا می‌شود. در مكتب موسیقی كلاسیك هرسونات شامل سه قسمت است.

 

سه‌گاه

دستگاهی از موسیقی سنتی ایرانی است كه در بیشتر ممالك اسلامی به صورت سنتی اجرا می‌شود. برای بیان غم و اندوه مناسب است.

 

صوت بنیادی

در آوایش یا گفتار انسان، صوتی است كه توسط تارهای صوتی حنجره تولید می‌شود.

 

فركانس

علامت اختصاری آن f است و از اصطلاحات اكوستیك و الكترونیك و برخی رشته‌های فنی می‌باشد. فركانس تعداد سیكل C در ثانیه است (f=C x S)

 

گام

توالی هشت نوت موسیقی است كه بترتیب دنبال هم قرار گیرند.

 

مكث

سكوتها و وقفه‌هائی است كه در زنجیره كلام واقع شود.

 

نمای نزدیك- نمای دور- نمای متوسط

از اصطلاحات سینمائی است كه در سناریو نویسی و فیلمبرداری بكار می‌رود. مقصود آنست كه بر اثر تعویض یا زوم‌كردن عدسی دوربین صحنه موردنظر از نزدیك یا متوسط یا دور در كادر (چهارچوب تصویر) ظاهر شود.

 

نواخت

شرح آن در اصطلاح "افتان و خیزانی كلمات" در فوق ذكر شد.

 

وزیری، علینقی (1266- 1358 ھ.ق)

یكی از برجسته‌ترین استادان موسیقی ایران، مؤسس مدرسه عالی موسیقی (در 1302‌ھ.ش)، استاد ممتاز دانشگاه تهران. او اولین كسی است كه دستگاههای موسیقی سنتی ایرانی را به خط نوت بین‌المللی نوشت. بسیاری از موسیقی‌دانان معاصر ایرانی از شاگردان او بشمار می‌آیند. ذكر اظهارنظر ایشان در این مقاله از مسموعات نویسنده این مقاله در زمان تلمذ نزد ایشان بوده است.

 

همایون

از دستگاههای موسیقی سنتی ایرانی است، نغمه بیات اصفهان یكی از متعلقات آن دستگاه بشمار می‌آید.

 

منابع

1- بیضائی، بهرام. نمایش در ایران، ماهنامه موسیقی دوره سوم شماره 66، تیر 1341 ص 17 و كتاب بهمان نام، تهران، 1344 صفحات 60 تا 81.

2- ترابی، مرشدولی‌الله، دنیای سخن، شماره 37، دیماه 1369 ص 19.

3- تذكره نصرآبادی، به كوشش وحید دستگردی، تهران، چاپ ارمغان، 1317 (ص 401- 145 س 1357).

4- سپنتا، ساسان. انجمن‌های ادبی اصفهان، آینده سال دوازدهم شماره 7-8 تهران، مهر- آبان 1365، ص 385.

5- مثاردن، سیاحت‌نامه، ترجمه محمد عباسی، تهران 1345، ص 277ج4.

6- عالم‌آرای عباسی، از اسكندربیك تركمان، به كوشش ایرج افشار، تهران، ج1- ص191.

7- عناصر، جابر، نمایش و نیایش در ایران، تهران 1366 ص 26.

8- فلسفی، نصرالله، چند مقاله تاریخی و ادبی، تهران 1342 ص 275.

9- ملكم، سرجان. تاریخ ایران، ترجمه میرزا حبرت، تهران ج2، ص 439.

 

پی‌نوشت‌

 

 


[ ]
+
نوشته هاي عاشقانه،عاشقانه ها ،عکس عشقي،عکسهاي عشقي،عکس عاشقانه،عکسهاي عاشقانه،شعر عشقي،شعر عاشقانه،متن عاشقانه،متنهاي عاشقانه،دست نوشته هاي يک عاشق،عاشق تنها،