تبليغاتX
? نوشته هاي عاشقانه،عاشقانه ها ،عکس عشقي،عکسهاي عشقي،عکس عاشقانه،عکسهاي عاشقانه،شعر عشقي،شعر عاشقانه،متن عاشقانه،متنهاي عاشقانه،دست نوشته هاي يک عاشق،عاشق تنها، ادیبانه
ادیبانه
مقالات و دیدگاه های ادبی- نمونه سوال و نکات مهم کتاب های زبان و ادبیات فارسی
ادیبانه

به نام خداوند لوح و قلم
این رسانه ی الکترونیکی، بر اساس حسّ مسئولیِّت نسبت به فرهنگ و تمدن ایران و ایرانی و در راستای بالندگی زبان فارسی که بارزترین نمادهویّت ملّی ماست، ایجادشده است. امیـــد است که دبیران،دانش آموزان و سایر علاقمندان در پویایی این رسانه ما را یاری نمایند.
مدیر وبلاگ : اســداله حـیــرانـی

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

آرشيو نوشته ها
لينک دوستان
نوشته هاي پيشين
طبقه بندي موضوعي
امکانات ويژه
کد آمار را اينجا بگذاريد
پشتيباني

قالب اين وبلاگ توسط آرش ايزدمهر با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
آرش ايزدمهر
Online Template Builder
پاسخ به دو سوال

دو نفر از عزیزان دربخش نظرات هریک پرسشی مطرح کرده اند که در این بخش به آن هاپاسخ داده می شود :

سوال اول : مشخص نمودن هسته و وابسته ها در گروه اسمی موجود در جمله ی : «می توان دلسوزی آن مکارترین سوداگران را نادیده گرفت»

پاسخ : گروه اسمی موجود دراین جمله «دلسوزی آن مکارترین سوداگران» است.

دراین گروه اسمی هسته و وابسته ها عبارتند از :

۱- دلسوزی : هسته       ۲- سوداگران : وابسته ی پسین(مضاف الیه)

۳- آن : وابسته ی وابسته( صفت مضاف الیه)   

۴-مکارترین : وابسته ی وابسته( صفت مضاف الیه)

 

سوال دوم : تعیین جایگاه واژه ی «استاد» درگروه اسمی « کتاب استاد احمدی» :

پاسخ : دراین گروه اسمی جایگاه هریک از واژه ها عبارت است از :

۱- کتاب : هسته         ۲- احمدی : وابسته ی پسین(مضاف الیه)

۳- استاد : وابسته ی وابسته ( شاخص مضاف الیه)

 

 


[ ]
+
نقدیک سوال ادبیات تخصصی خرداد88
 

درسوال پنجم بخش خودآزمایی ادبیات تخصصی خرداد ۸۸ آمده است :

نهاد فعل «داد» را دربیت زیرمشخص کنید

«مرابه بود و نبود جهان چه کار که داد     

                 به باد فتنه همه هست و نیستم چو ابر»

در پاسخنامه ی ارائه شده واژه ی «جهان» به عنوان پاسخ بیان شده است درحالی که درست نیست.

این بیت دوجمله است :

الف)  مرابه بود و نبود جهان چه کار

ب) که همه هست و نیستم را چو ابر به باد فتنه داد

نهاد در جمله ی دوم که فعل «داد» درآن است واژه ی «آن» است نه واژه ی دیگری.

البته اگر با کمک معنی بیت بخواهیم نهاد رامشخص کنیم مرجع ضمیر «آن» گروه اسمی «بود و نبود جهان» در مصراع اول است که نهاد فعل «داد» واقع می شود نه واژه ی «جهان»

زیرا هسته ی گروه اسمی یعنی «بود و نبود» مرجع اصلی ضمیر«آن» است نه «جهان»

ضمنا ازنظرمعنایی «بود و نبودجهان » هست و نیست او را به باده داده است نه «جهان» .

 

 


[ ]
+
بررسی زبان شناسی شعردر اشعار

بررسی زبان شناسی شعردر اشعار

کتاب زبان و ادبيّات فارسی عمومی پیش دانشگاهی

طاهر فرزانه کوزانی

دبیر زبان و ادبيّات فارسی ناحیه یک رشت

چکیده :

    در این نوشته سعی شده با الهام از دانش زبان شناسی ، ساختارهای متعارف و غیرمتعارف زبان ، ارتباط میان زبان و شعر توضیح داده شود. سپس نمونه هایی از هنجارگریزی آوایی و واژگانی در اشعار کتاب زبان وادبيّات فارسی عمومی پیش دانشگاهی مورد بررسی قرار می گیرد. به ادامه ی مطلب بروید.

 


[ ]
+
وا}ه سازی

پيش درآمدي بر شيوه‌هاي واژه‌سازي

كامران محمد رحيمي

مترجم : جعفر سريش‌آبادي

زبان ، به عنوان پديده‌اي اجتماعي ، ارتباط مستقيمی با زمان دارد . با گذشت زمان،  بسياري از آداب و رسوم و باورهاي اجتماعي دستخوش تغيير و تحول مي‌شوند و زبان نيز به عنوان پديده‌اي اجتماعي، نمي‌تواند از اين روند جدا باشد.

ظاهراً « واژه» اولين سطح از زبان است كه در فرايند تغيير و تحول قرار مي‌گيرد، به همين جهت ، اهالي فرهنگستان به نحو مناسبي مي‌توانند از اين تحول معنايي براي واژه‌‌سازي استفاده كنند‌ . واژه در گذر زمان با چهار حالت مواجه مي‌شود كه عبارت اند از:

به ادامه ی مطلب بروید

 


[ ]
+
نقد کتاب های زبان و ادبیات فارسی

نقد ساختار کتاب های ادبيات متوسطه 

علي اكبر شيري

چکيده

 حدود ده سال از تدوين آخرين برنامه ی آموزش زبان و ادبيات فارسی و تأليف کتاب های درسی دوره ی متوسطه می گذرد. لازمه ی پويايي  هر برنامه ای بازنگری و بازسازی مستمر آن است.

 اين مقاله تلاشی است برای بازنمودن روزنه ای به بازنگری کتاب های آموزش ادبيات فارسی متوسّطه.  بحث اين نوشته به فوايد و آسيب های ساختار قالبی کتاب های مذکور محدود شده است.

 ساختار قالبی کتاب های ادبيات فارسی 1 ، 2 و3 متوسّطه و تنظيم برنامه و فهرستی ده فصلی يکپارچه و يکسان برای اين کتاب ها هرچند به ظاهر دارای مزايايي است امّا آسيب ها و محدوديّت هايي به همراه دارد که اين کتاب ها را از مسير رسيدن به اهداف آموزش ادبيات و پرورش تخيل و خلاقيت دور می کند.

  مهم ترين مضرّات چنين قالب و برنامه ای عبارت است از: 1-ايجاد اجبار و محدوديّت در ارائه ی مطالب مناسب.2- ايجاد تکرار و ملالت دانش آموز.3- عدم توجّه به سلايق دانش آموزان. 4- خلع سلاح معلّم

 

           واژگان کليدی:

         ساختار ، قالب ، ادبيات فارسی متوسّطه، برنامه ی آموزشی ، الگوی واحد ، تنظيم مطالب

ادامه ی مطلب راکلیک کنید

 

 


[ ]
+
تغییرات کتاب
 

با کلیک روی ادامه ی مطلب می توانید به آخرین تغییرات کتاب های زبان و ادبیات فارسی و بارم بندی آن ها که درسال ۱۳۸۷ اعلام شده است دسترسی پیداکنید.


[ ]
+
با نخبگان چه کنیم؟

به نام خداوند جان و خرد                                                                                            

« با نخبگان چه کنیم؟ »     اسـداله حیـرانی - باختر ۵/۱۱/۸۷

     دیرزمانی بودکه علاقمند بودم موضوع نخبه و نخبه پروری درسیستم آموزشی کشور را مورد نقد و بررسی قراردهم . البته تردیدی نیست که نقد و ارزیابی یک پدیده – آن هم یک پدیده ی انسانی -  مستلزم ایجاد بستری مناسب و نگرشی فراگیر و گسترده به عوامل و فاکتورهای فراوانی است که درظرف کوچک یک نقد روزنامه ای و مجمـل نمی گنجد.

     بنابراین آن چه در خلال این سطور ، تقدیم خاطرخوانندگان ارجمند می گردد ، ملهم از تجربه های شخصی و حرفه ای من به عنوان یک معلّم در برخورد با فراز و نشیب های گوناگون فرآیند تعلیم و تربیت است البته تجربه های معلّمی که درهمه ی مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش درمدارسی یا ویژگی های اقلیمی و فرهنگی متفاوت – اعم از شهر و روستا ، عادی و خاص و ... – فعالیّت نموده باشد.

     اساسا نخبگان و یا به تعبیری افراد دارای ویژگی های هوشی متمایز ، می توانند سرمایه های گران بهایی تلقی شوند که نادیده انگاشتن یا کم توجّهی به آن ها ، مصداق فرموده ی شیخ اجل ، باشد که :

     شکر نعمت ، نعمتت افزون کند       کفر نعمت از کفت بیرون کند

 

      تردیدی نیست که هیچ عقل سلیم و مآل اندیشی ، سرمایه سوزی و خرق استعدادها را نه می پسندد و نه به آن فرمان می دهد. امّا آن چه احساس می شود در نظام آموزشی و به تبع آن درنظام اجتماعی ما ازچالش های جدّی محسوب می گردد و قطارآن از بدو پیدایش از ریل خود خارج شده و مسیرش به ناکجاآباد منتهی شده است ، و چه بسا از مسافران این قطار نیز استفاده ی بهینه نشده باشد ، شیوه  و طریق پردازش و رویکرد یه مقوله ی نخبه پروری است. دراین رهگذر و در بستر این فرآیند ، نکات مبهمی وجود دارد که همواره ذهن بسیاری از علاقمندان را به خود مشغول داشته است.

     این که شیوه ی تشخیص افراد نخبه یا تیزهوش درتمام سالیان گذشته و حال حاضر براساس کدام نرم ها و استانداردهای شناخته شده ی علمی و بین المللی  بوده  و هست ، هرگز صراحت و وضوحی برای اهالی تعلیم و تریبت  و جامعه نداشته است. آن چه که درآزمون های نخبه سنجی دیده شده است ، مقوله ای به نظرمی رسد که غالبا سطح اطّلاعات کسب شده و میزان تلاش و سخت کوشی افراد و شکاف طبقاتی جامعه را مورد سنجش و اندازه گیری قرارمی دهد.

      نگاهی به محتوای کتاب ها و جزوات موجود دراین زمینه ، چگونگی رقابت خانواده ها برای احراز شرایط و ویژگی های نخبگی ،  تعیین پایگاه اقتصادی افراد نخبه ، تعیین دقیق پایگاه ها ،آموزشگاه ها ، کلاس ها  و معلّمان غالبا خاصّی که بستر ورود افراد پذیرش شده به جامعه ی نخبگان گذشته و کنونی را فراهم آورده اند ، ازجمله ی معیارهایی است که می تواند مبیّن این حقیقت انکارناپذیرباشد که بهره ی هوشی دراین سیستم ارزیابی و این نظام آموزشی ، خدادادی نیست بلکه امری اکتسابی است که تحت شرایط خاصّی ، فرصت بروز و شکوفایی پیدا می کند و چه بسا اگر این بستر برای همه ی افراد به صورت یکسان ، فراهم باشد ، جملگی می تواند ردای نخبگی  و تیزهوشی را بر پیکر اندیشه و هویّت خویش بپوشانند. وشاید ماحصل این تحلیل ، دست یابی به این نتیجه ی تلخ و قائل شدن به این پدیده ی شوم و ضدارزشی باشد که : هرکه جاه و مالش بیش ، عزّ و قربش بیش تر.

 

      البته تردیدی نیست این شیوه نمی تواند متأثّر از اندیشه ها و ارزش های والای دینی ما باشد بلکه رویکردی نادرست است که عاقبت باید دست فرسود اندیشه های تعالی خواه و همّت های عدالت جو گردد. بنابراین تا زمانی که شیوه های سنجش و اندازه گیری اصلاح نگردد و استعدادسنجی جایگزین اطلاعات سنجی نشود ، با ضرس قاطع می توان حافظ وار گفت :

 نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند    نه هر که آينه سازد سکندری داند

 

    و امّا مطلب دیگری که دراین زمینه ، دیده ها را به خود معطوف می سازد این است که اگر با شیوه های علمی و استاندارد ، توانستیم افراد نخبه و دارای ویژگی های هوشی برجسته را که بسیارمعدودخواهند بود از افراد سخت کوش ، متمایز و مشخّص نماییم ، چگونه بایدآن را  پردازش نماییم تا هم سبب کفران نعمت و تباهی نبوغ های خداداده نشویم هم زمینه را برای ایجاد بسترتبعیض و ناروایی فراهم ننماییم.

 

     ازسالیان گذشته ، مرسوم و متداول شده است که این افراد درکنار سخت کوشانی که تیزهوش نامیده شده اند ، ازسایرآحاد جامعه متمایز شده و درهمین نظام آموزشی با مؤلّفه های موجود آن ، درمراکز خاصّی با معلّمان و مدیران منتخب و دیگرشرایط سخت افزاری لازم که فراتر ازاماکن آموزشی عادی است ، با همان محتوای کتاب های معمول و متداول مدارس عادی ،‌آموزش می بینند و البته غالب همکاران فرهیخته ی من ، دراین کلاس ها سعی می کنند تا با ارائه ی مطالبی فراتر از محتوای کتب درسی ، به نوعی ثابت نمایند که این دانش آموزان و مدارس و معلّمان آن ها خاص و متمایز هستند. جالب این است که این گونه دانش آموزان به هنگام ارزشیابی های پایانی و رسمی ، با همان دانش آموزان معمولی ، تحت سنجش و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی قرارمی گیرند و البته این گونه آموزش و ارزشیابی نیز خود جای بسی سؤال دارد.

 

     براستی اگرمی پذیریم که جامعه از جمیع آحادآن  تشکیل می شود که الزاما باید از حقوق و فرصت های یکسان برای ابراز استعداد ، توانایی و خلّاقیت های خود برخوردارباشند ، اگر قبول داریم که در نظام فرهنگی و ارزشی ما ، عدالت به مفهوم واقعی آن ، پایگاهی الهی دارد ، اگرشاکله ی فرهنگ ، تمدّن و هویّت جامعه را همه ی افراد آن شکل می دهند و در ایجاد و تقویت ماهوی خود و جامعه ، دخیل و تأثیرگذارند ، پس چگونه راضی می شویم که برای تعداد معدودی ، چنان میدان و گستره ی تاخت و تاز و ابراز وجود را فراهم نماییم که پیادگان عرصه های نابرابر زندگی ، آن گونه شهمات ضربه های قدرتمند برخی ازاین  فیل سواران زره پوش گردند که اعجاز هیچ ابراهیمی نتواند جنازه ی آمال و آرزوهای فروکوفته ایشان را باردیگر وجود و تولّدی نو ببخشد.

     آیا جداسازی این گونه افراد ازدیگران ، کاشتن بذرخودخواهی و نهال غرورکاذب و منیّت درایشان و سوق دادن آن ها به سوی شخصیت هایی نیست که بی تردید خود  نیز ، آن را نخواسته اند بلکه شرایط خاص و فراآگاهانه آن را به ایشان تحمیل نموده است؟ آیا تصمیم سازان آموزشی کشور مانند والدینی نیستند که از بین فرزندان خود ، یکی را درشرایط برتر ازدیـگران قرار می دهند تا یعقوبی شوند که یوسف خود را گرفتارهجمه های پیدا و پنهان رشک ها و حسادت ها می نماید؟

 

     نمی توانیم کتمان کنیم که به جای سخت کوشان بسیاری که در نتیجه ی احراز فرصت های نابرابر به نام نخبه و تیزهوش ، تخت صدرات و میدان خودنمایی درهمه ی عرصه ها را به خـود اختصاص می دهند ، چه بسیاربوده و هستند کسانی که اگر فقط بخشی ازآن فرصـت های بی انتها نصیبشان می گردید ، بی هیچ تردیدی فواره ی هوششان با معیارهای اندازه گیری کنونی ، برچهره ی فلک کج کردار نیز قهقهه زنان پاشیده می شد.

     اگرکمی انصاف داشته باشیم ، می دانیم که این شیوه نادرست است ؛ تبعیض و بی عدالتی است؛ زمینه ساز فساد و تباهی و پیدایش قدرت های نارواست...

  راه درست ، آن است که ضمن تلاش بی پایان برای ایجاد فرصت های برابر و خلق بسترهای مناسب برای ابراز و شکوفایی تمام استعدادها و نیروهای بالقوه و خدادادی ، اجازه دهیم تا افراد دارای نیروهای خاص و استعدادها ی ویژه ، درکنار دیگر هم نوعان خویش تلاش کنند ، رشد نمایند و در بستری واقعی و نه تصنّعی ، ببالند و دیگران را نیز از فیض موهبت گران بهایی که خداوند توانا در وجودشان به ودیعه نهاده است ، بهره مند سازند. تردید نکنید آن ویژگی خاص و نبوغ خارق العاده بدون نیاز به هیچ کلاس و معلّم خصوصی یا تست های کلیشه ای و هوش ساز!!! ، خود را نمایان خواهد ساخت و خورشید این وجودهای گران بها درپشت هیچ ابری پنهان نخواهد ماند.

 

    شما مسئولان چون باران ، لطافت عملکرد خود را  بر خار و گل یکسان ببارید و مطمئن باشید اگر شاخه ی گلی را درکویر خشک هم بکارید هرگز از آن خار نخواهد رویید. چنان جذبه هایی برای معلّمی ، ایجاد نمایید که  نیروهای خلّاق  و توانمند ، ناخدای کشتی هدایت اندیشه ها شوند زیرا اگر معلّم ، معلّم باشد خود می داند که دراین  وادی چگونه و کجا شترش را بخواباند و برچه سبیلی ، باران عشق و معرفت خویش را بردانه ی وجود همگان به عدالت بباراند.

 

     بگذارید همه ی افراد درشرایط مساوی رقابت کنند. همه فرزندان این مرزوبوم را درمدارسی با ویژگی های برابر درمسیر رشد و بالندگی قرار دهید و درهمان مدارس ، امکاناتی برتر و ویژه فراهم نمایید و شرایطی را مهیا کنید که هرکس درهرزمانی که  توانست و خواست ، بتواند ازآن امکانات و شرایط ویژه برخوردارگردد.

        با این شیوه ، راه برای پرورش استعدادهای خاص بازمی ماند؛ امکان ابراز وجود و بروز شایستگی و رقابت ،‌ همواره برای همگان به صورتی عادلانه فراهم خواهدبود؛ شائبه ی تبعیض و بی عدالتی درجامعه ، امکان نشو و نما نمی یابد؛ نخبگان به صورتی طبیعی خود را نمایان می کنند؛ با تعامل اندیشه ها  و برخورد استعدادها ، خلاقیّت  این امکان را می باید که قدم برعرصه ی وجود بگذارد. یکی از دریچه های ورود بیماری های فرهنگی خطرآفرینی هم چون : عجب ، تکبّر و منیّت بسته می ماند و چه بسا بستری مناسب برای ایجاد انگیزه ی رقابت و تلاش بیش تر و مضاعف درمراکز آموزشی مهیاگردد و ...

 


[ ]
+
تکواژهای ماضی ساز درکتاب های درسی

تکواژهای ماضی ازجمله واحدهای زبانی انکارناپذیر در زبان فارسی است که همواره در همایش های دبیران زبان و ادبیات فارسی مورد اختلاف بوده و هست.

برای آن که معلوم شود معلمان و دانش آموزان چه تکلیفی در برخورد باآن دارند تحقیقی انجام دادم و به نتایج خوبی دست یافتم

اگر علاقمند هستید ادامه ی مطلب را کلیک کنید تا این تحقیق در اختیارشماقرارگیرد

 

اسداله حیرانی


[ ]
+
بازگردانی درس حسین بن منصور حلاج
بازگردانی درس حسین بن منصور حلاج از کتاب زبان فارسی ۱ پیش دانشگاهی در ادامه ی مطلب
[ ]
+
شرح یک درس

در ادامه ی مطلب می توانید شرح ساده ی درس مست و هشیار ازکتاب زبان فارسی ۱ پیش دانشگاهی را مشاهده کنید.


[ ]
+
نمونه سوال ادبیات 3 تخصصی

 

به ادامه ی مطلب بروید و دو نمونه سوال از هشت درس اول ادبیات فارسی ۳ تخصصی را

مطالعه کنید


[ ]
+
پاییز

 

   قطعه ی ادبی:

 

«پاییز»

      رنگین کمان فصل ها با قاصدک عشق از راه رسیده است و آوای دلنواز باد ، برگ های رنگین را در زیر پای رهگذران به حرکت درآورده ؛ آری فصل ترنّم نغمه های غمگین پرندگان و ریزش برگ های درختان که هرکدام حکایتی از مهربانی های طبیعت را بازگو می کنند؛ فصلی که هرانسانی باید قدم در محمل نیاز بگذارد و سردی قدم هایش را گرم کند و روحش را چون قطره های آب ، پاک و بی آلایش. اکنون دیگر در هر برگ زرد و سرگردان ، دنیایی سوز و معنی نهفته است.

     پاییزهزار رنگ ، همراه با کاروانی از رنگ های زیبا و نسیمی که با سوز سرما آمیخته شده ، در چهره ی طبیعت ، خودنمایی می کند و منظره ای بسیار دلفریب را به وجود آورده است.

     فصلی که در برگ برگ دفترخود روزهای فراق را تداعی می کند؛ همان فصلی که ندای خسته ی خود را از نای نسیم برون می آورد  تا به ما بگوید منتظر بودن ، یعنی هزار دفتر عشق سرودن؛ و در چنین زمانه ای است که پرستوهای مهاجر ، سرود هجرت سر می دهند و آسمان ، رنگ اندوه به خود می گیرد.

     ای عزیز ، پاییز را ازآن جهت فصل شعر و شاعری و عرفان نام نهاده اندکه آدمی را بیش تر در خــود فرو می برد و باعث ذوق و شور و تحوّل درونی هر فرد زنده دل و صاحب نظر می شود؛ پس این لحظه ها را دریاب.

                                              «شیدا سیمایی»

 

 

 


[ ]
+
انواع فعل ازنظر ساختمان

انواع فعل از نظر ساختمان

فعل از نظر ساختمان سه نوع است : ساده  ، پیشوندی و  مرکب

   استاد خیام پور از جهت معني­گرايي و توصيفي ، فعل مركب را تفسير نموده است و فعل پيشوندي را نيز شاخه­اي از آن مي­داند. وی فعل مركب را فعلي مي­داند متشكّل از فعل بسيط با يك پيشاوند  يا يك اسم .... به ادامه ی مطلب بروید


[ ]
+
فعل مجهول

انواع فعل مجهول

     آن چه که درخلال این سطور تقدیم می گردد ، محصول استنباط شخصی از بررسی افعال مجهول متداول در زبان فارسی و برآیندی از مطالعات کتب دستوری است که امیدوارم مورد نقد دقیق همکاران قرارگیرد.

                                                               « اسداله حیرانی »


[ ]
+
نمونه سوال تاریخ ادبیات دو دبیرستان
 

دراین بخش می توانید پرسش هایی از پنج درس

اول تاریخ ادبیات دو را ملاحظه کنید.


[ ]
+
نمونه ی یک طرح درس

دراین قسمت می توانید یک نمونه طرح درس ازکتاب زبان فارسی ۲ دبیرستان را مشاهده کنید.

برای دست یابی به طرح درس روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.


[ ]
+
پاسخ

به نام خداوند لوح و قلم

پرسشی ازیک همکار گرامی از شیراز:

آیالزومی دارد مطالبی که درکتاب مفصل بیان نشده رابرای دانش آموزان بشکافیم مثلا درموردتکواژهای ماضی ساز واینکه آیادرشمارش تکواژهابایدآنها رابه حساب بیاوریم یانه مثلا فعل گرفت آیاتکواژ ماضی سازش ت میباشد ووقتی این تکواژراازفعل جدامیکنیم چه باقی میماند گرف ممنون دبیرادبیات فارسی ازشیراز

پاسخ : یقینا لزومی ندارد این گونه مباحث به دانش آموز ارائه شود اما بی تردید معلم باید همواره برای پاسخگویی به پرسش های دانش آموزان کنجکاو آماده باشد.

درپاسخ به پرسش دیگر بایدگفت : افعال دو دسته اند : باقاعده و بی قاعده

درافعال باقاعده پس ازحذف تکواژماضی ساز ازبن ماضی ، بن مضارع حاصل می گردد اما درافعال بی قاعده پس از حذف تکواژماضی ساز ،ابتدا تغییرات صوتی در بخش باقیمانده ایجادمی شود سپس بن مضاره حاصل می گردد . مثال :

۱- فعل با قاعده : چرخید - ید (تکواژماضی ساز) = چرخ (بن مضارع)

۲- فعل بی قاعده : انداخت - ت(تکواژماضی ساز) + تغییر صوتی = انداز (بن مضارع)

برای دسترسی به اطلاعات جامع تر ، (توصیف ساختمان دستوری) ازمحمدرضا باطنی مطالعه شود.

 

 


[ ]
+
فراخوان

ازتمام عزیزانی که مایل هستند که با این وبلاگ ارتیاط مستمر داشته و با تشکیل یک کارگروه اینترنتی درزمینه ی زبان و ادبیات فارسی فعالیت نمایند و ازاین طریق در راه بالندگی فرهنگی کشور قدمی بردارند درخواست می شود با ارتباط ازطریق ایمیل یا قسمت نظر بدهید آمادگی خویش را اعلام دارند.

بدیهی است که مطالب و نظریه های ارزنده ی هرکس با نام صاحب آن در وبلاگ درج خواهدشد.

اسداله حیرانی


[ ]
+
نقد و بررسی فنّی امتحان زبان فارسی3 عمومی سال سوم رشته های ریاضی فیزیک و تجربی

به نام خداوند لوح و قلم

نقد و بررسی فنّی امتحان زبان فارسی3 عمومی سال سوم رشته های ریاضی فیزیک و تجربی-  برگزارشده درتاریخ 6/3/1387

دراین بخش سعی شده است سؤال ها و راهنمای تصحیح امتحان زبان فارسی ۳ عمومی درخرداد۱۳۸۷ موردنقد و بررسی قرارگیرد.اگرمی خواهیدآن را مطالعه نمایید،ادامه ی مطلب راکلیک کنید.

 

اسداله حیرانی


[ ]
+
شناخت فعل مرکب

شناخت فعل مرکب - خانم زینلیان-چهارمحال بختیاری بروجن

مقدمه:

از آنجايي كه يكي از موضوعات مهم كتاب‌هاي زبان‌فارسي متوسطه بحث فعل ساده ومركب مي‌باشد وتاكنون نيز روش‌هايي براي تشخيص آن ارائه شده است اما هم چنان اين موضوع با اشكالات خاص خود براي دانش‌آموزان و دبيران متوسطه باقي مانده است‌، دراين مقاله به روش‌هايي اشاره شده است كه تا اندازه‌ي توانسته‌است تشخيص آن را ساده‌تر نمايد


[ ]
+
نوشته هاي عاشقانه،عاشقانه ها ،عکس عشقي،عکسهاي عشقي،عکس عاشقانه،عکسهاي عاشقانه،شعر عشقي،شعر عاشقانه،متن عاشقانه،متنهاي عاشقانه،دست نوشته هاي يک عاشق،عاشق تنها،